اول دفتر :))

یا اَوَّل !

مگر میتوان بدون تو آغاز کرد ؟ ^_^

 

_________________________

مناجات نامه : ای گردوننده ی این چرخ ِ کبود ! قلب های ما رو سامان ببخش و زندگی ما رو به بهترین شکل تدبیر کن. ای بینا ترین به صلاح ما ! بهترین حال رو برای ما مقدر کن ! آمین یا الرحم الراحمین

    • فینگیل بانو
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵

    من یه کنکوری بودم ! آرزو داشتم ! :|

    سلام :)

    اینجا ایران است و صدای ما را از فیلینگ نوشت میشنوید :]

    ضمن ابراز دلتنگی به یکایک شما جگر گوشه ها ( :دی ) عارضم که کنکور هم تموم شد و بازگشت همه به سوی وبلاگ ها و سایر شبکه های اجتماعی و لبیک گفتن به تک تک چالش های دعوتی است همانا ! آیا متذکر نمیشود سازمان سنجش؟ آیا حسینی بای متذکر نمیشود ؟

     

    الان قطع به یقین سوالی که قلقلک تون میده اینه که کنکور چطور بود ؟ :| خب سوال بدیه -_- خودم میگم :| فقط دیگه اسم اونو نیارین :| متوسط بود -_- منتظریم نتیجه ها بیاد ببینیم تکلیف چیه ! ایشالا که خیره :)

     

    این پستو داشته باشین قشنگا تا پستای بعدی :]

     

    گل به همه تون ^-^

  • نظرات [ ۳ ]
    • فینگیل بانو
    • يكشنبه ۱۸ تیر ۹۶

    هجده سالگی :)

    :)

    قبل از هر چیز ، باید بگم نمیدونم چرا استرس دارم الان :دی انگار دنیا میخواد تا دقایقی دیگه منفجر بشه مثلا :دی

    وای لباس چی بپوشیم حتی =) تا این حد رد داده ی الهی شدم این چند روز =) بگذریم!

    تابستون ِ قبلی ، یه شب از شبهایی که با فرانک حرف میزدیم ، بعد از اینکه شب بخیر گفتیم و خداحافظی کردیم ؛ نیم ساعت بعدش اومد و نوشت :" بَهی ! کشفت کردم !! تو زیگوت نبودی ! تو یه سلول ِ قلبی بودی که میتوز کردی و حالا شدی بهی ِ خودم ! " :)))))))) حالا جدای از اینکه شما قطعا باید زیست خونده باشین تا درک ِ بیولوژیکی داشته باشین از این جمله ، ولی یکمم پتانسیل ِ درک ِ فانتزی های فرفول هم لازمه :دی

    حالا ساعت 02:00 بامداد ِ امروز ، دقیقا 6840 روز از اولین تقسیم میتوز ِ اون سلول قلبی میگذره و اون سلول ِ قلبی با خودش فکر کرد که ده روز ِ آخر ِ 18 سالگی ش رو ، باید یه کاری انجام بده ! نمیشه 18 سالگی اینقدر عادی و روتین باشه ! میشه ؟ اون سلول قلبی ، دلش خواست که ده روزی که تا تولدش مونده رو ؛ هر روز یه کار خوب انجام بده ! یا یه لبخند گنده بجا بذاره روی صورت یه آدم. اینا رو مینویسم که بمونه برای هزار روز بعد که اومدم و خاطره های 18 سالگیم رو خوندم ، یادم باشه که هنوزم میشه با چیزای کوچیک ولی مهم ، خیلی ها رو خندوند :)

    تمام این لینک های زیر ، لینک روزانه های منه و تا الان روی حالت پیش نویس بودن که با هم منتشر بشن ! خوندن و نخوندنشون نمیدونم براتون مفیده یا نه ولی هر روز ، یه داستان ِ هپی نس ساز برای یه آدمه :) 

     

    نفر اول نفر دوم / نفر سوم / نفر چهارم / نفر پنجم / نفر ششم / نفر هفتم / نفر هشتمنفر نهم / نفر دهم

    • فینگیل بانو
    • سه شنبه ۲۲ فروردين ۹۶

    1

    امروز :)))

    یکی از آدمهایی که کنکوریه و خیلی نا امید شده بود رو به زندگی برگردوندم :دی اول توی یه برگه نوشتم :" سعیهم مشکورا ! " با یکم خوشگل سازی ! و رفتم چسبوندم به میزش :))))))) و کلی بالای منبر رفتم که بابا جان همه ی تلاش های ما توی هر برهه زندگی مون ، یه روزی مورد سپاس قرار خواهد گرفت و به عبارتی پاداشش رو میبینیم دیر یا زود :) و فقط باید تلاش کرد و به اون روز فکر کرد :)

    • فینگیل بانو
    • دوشنبه ۲۱ فروردين ۹۶

    2

    خب همیشه که نمیشه لبخند نشوند ! گاهی هم میشه یه سری چیزای بد که امروز اتفاق افتاد رو ، فراموش کرد :) اینجوری تازه خودت و طرف مقابل هم احساس بهتری دارین :) والا ! امروز روز نا دیده گرفتن ِ چیزایی که دیدیم و انتظارش نبود ، نام گذاری میشه !

    • فینگیل بانو
    • يكشنبه ۲۰ فروردين ۹۶

    3

    با شوقی زاید الوصف این آهنگ رو گذاشتم و تا خود کلاس ِ خانوم خ. پلی کردم و نفس کشیدم :دی امروز روز خودم بود. رفتم دو دونه شمع یک و هشت هم گرفتم :دی بواقع کدوم فینگیلی رو سراغ دارین که خودش بره برای خودش شمع بخره ؟ :دی 

     

    http://s9.picofile.com/file/8291728242/10_Hamin_Lahzeh.mp3.html

     

    • فینگیل بانو
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶
    بهشت آیَد !
    طـــرب آیَد !
    بهـــــار آیَد !
    ______________
    #96 [ (; just do it ]
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    + یاد ِ من باشد ، کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد ! ;)
    _____________
    #محدوده_امن